فرم گردآوری اطلاعات پایان‌نامه‌ها
کتابخانه مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی
عنوان: روش‌شناسی ملاصدرا در مسئله علم الهینویسنده/ محقق: ابوالفضل مزینانیمترجم: ندارداستاد راهنما: دکتر حوران اکبر زاده استاد مشاور: دکتر عبدالله نصیریکتاب‌نامه: دارد واژه‌نامه: نداردنوع پایان‌نامه: بنیادی توسعهای کاربردی مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد سال تحصیلی: 1393محل تحصیل: تهران نام دانشگاه: علامه طباطبائی دانشکده: الهیات و معارف اسلامیتعداد صفحات: گروه آموزشی: الهیات و معارف اسلامیکلیدواژه‌ها به زبان فارسی:
روش‌شناسی، ملاصدرا، حکمت متعالیه، علم الهیکلیدواژه‌ها به زبان انگلیسی:
Metodoligy, Mulla Sadra, Transcendent theosophy, Divine knowledge.
چکیدهالف) موضوع و طرح مسئله (اهمیت موضوع و هدف): موضوع پایان نامه درباره روش‌شناسی صدرا در مسئله علم الهی به ماسوا با هدف بررسی رابطه عرفان، قرآن و برهان و پاسخ‌گویی به منتقدان روش تلفیقی ملاصدرا می باشد.ب) منابع نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسش‌ها و فرضیه‌ها: نحوه استفاده صدرا از آیات قرآن و اندیشه‌های عرفانی و برهان فلسفی در تبیین علم واجب تعالی به چه شکل و سیاقی بوده است ؟ آیا بهره‌گیری ملاصدرا از عرفان و قرآن در ارائه مباحث فلسفی(ازجمله علم الهی)، بهره‌گیری فلسفی است یا عرفانی و یا قرآنی؟ آیا ملاصدرا بین این سه (قرآن، عرفان و برهان) تلفیقی هدفمند انجام داده و یا آنکه دچار التقاط شده است؟پ) روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق نمونه‌گیری، روش‌های نمونه‌گیری، ابزار اندازه‌گیری، نحوه اجرای آن شیوه گردآوری و تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها:ت) یافته‌های تحقیق: روش اندیشه ملاصدرا شامل چهار اصل کلی است و نقدهای ناقدان در خصوص روش تلفیقی صدرا توانمند در جهت رد رویکرد میان‌رشته‌ای صدرا نمی‌باشد.نتیجه‌گیری و پیشنهادات: روش فکری صدرا شامل چهار اصل کلی زیر می‌باشد:
روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان؛
استفاده صدرا از سه منبع معرفتی فوق در مقام گرداوری و مقام داوری؛
استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف؛
روش تعلیمی و تشکیکی ملاصدرا بر اساس مبنای قوم و اصالت وجودصحت اطلاعات مندرج در این فرم بر اساس محتوی پایان‌نامه و ضوابط مندرج در فرم را گواهی می‌نمایم.
نام استاد راهنما:
سمت علمی:
رئیس کتابخانه: نام دانشکده:
چکیده
روش فلسفی ملاصدرا مسئله‌ای است که همواره کانون توجه فلسفه پژوهان و نظریه‌پردازان فلسفه اسلامی بوده است، طرفداران ملاصدرا و حکمت متعالیه در مقابل کسانی که روش وی را التقاطی می‌دانند، قائل به آن هستند که صدرا با رهیافتی میان‌رشته‌ای و رویکردی کثرت گرایانه اقدام به استفاده منسجم از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان نموده است، با بررسی اصول روش‌شناختی اندیشه فلسفی صدرا می‌توان چهار اصل روش‌شناختی را از آثار وی استقصا نمود:
روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان؛
استفاده صدرا از سه منبع معرفتی فوق در مقام گرداوری و داوری؛
استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف؛
روش تعلیمی و تشکیکی ملاصدرا بر اساس مبنای قوم و اصالت وجود.
اما این چهار اصل دارای مخالفانی است که گاه نقدهای جدی به اصول روش‌شناختی صدرا وارد نموده‌اند، در این پایان نامه با بررسی نقدهای مزبور نهایتاً نتیجه گرفته‌ایم که این نقدها توان مواجهه جدی با روش تلفیقی صدرا را نداشته و هر یک بر اساس مبانی حکمت متعالیه قابل نقد و بررسی می‌باشند، در فصل پایانی این نوشتار نیز تلاش شده است تا روش پژوهشی صدرا در مسئله علم الهی با ابتنای بر چهار اصل مزبور به‌صورت مسئله محور، مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.

کلید واژگان: روش‌شناسی، ملاصدرا، حکمت متعالیه، علم الهی به ماسوا.

فهرست
مقدمه و روش تحقیق1
مقدمه و ضرورت تحقیق2
سؤال اصلی2
سؤالات فرعی2
فرضیه‌ها2
روش تحقیق3
پیشینه تحقیق3
ساختار تحقیق3
نکاتی پیرامون پایان نامه4
فصل اول: مبادی تصوری و تصدیقی روش‌شناسی علمی و فلسفی5
منابع معرفتی6
شیوه‌ مبتنی بر نقل6
شیوه کشف و شهود6
شیوه‌های عقلی و استنتاجی6
شیوه‌های تجربی7
روش‌شناسی8
روش شناخت و منابع شناخت9
روش‌شناسی در علوم تجربی و علوم انسانی9
رابطه روش با فلسفه، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی10
روش‌شناسی و فلسفه علم11
کاربردهای اصطلاح «روش»12
1-روش معرفت12
2-نوع استدلال13
3-سطح تحلیل13
4-نوع نگاه به موضوع13
5-از منظر ماهیت تحقیق14
الف- تحقیقات تاریخی ‏14
ب-تحقیق توصیفی14

پ- تحقیقات همبستگی یا همخوانی ‏14
ت- تحقیق علّی یا پس از وقوع ‏15
ث- تحقیق تجربی15
سیر تطور تاریخی رویکردهای روش‌شناختی در تفکر فلسفه اسلامی و غربی15
الف- روش فلسفی در تفکر اسلامی18
ب- تطور روش‌شناختی از تفکر مسیحی تا فلسفه مدرن23
مراحل تحقیق35
نتیجه‌گیری فصل اول39
فصل دوم: روش‌شناسی فلسفه ملاصدرا40
دیدگاه‌های مختلف در خصوص روش صدرالمتألهین41
روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان45
رابطه عرفان، قرآن و برهان45
الف- فلسفه و روش عقلی46
مبادی برهان47
مبادی دیگر48
ب- علم کلام و روش نقلی49
پ- عرفان و روش شهودی52
رابطه روش عقلی و نقلی55
رابطه عقل و شهود60
رابطه نقل و شهود64
‏استفاده صدرا از منابع معرفتی مختلف (مقام گرداوری و یا مقام داوری)65
استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف68
روش تشکیکی و تعلیمی ملاصدرا70
الف- روش تعلیمی فلسفه صدرا71
ب- روش تشکیکی صدرا در تبیین مسائل فلسفی71
نتیجه‌گیری فصل دوم74
فصل سوم: نقد و بررسی آراء منتقدین روش فلسفی حکمت متعالیه75
الف- منتقدین به اصل فلسفه و متعاقباً تخطئه مبنای فکری صدرا77
1- مخالفین اصل فلسفه و تفکّر عقلانی77
2- عرفا و اهل سلوک77
ب- منتقدین آراء اصلی صدرالمتألهین و رد مبانی حکمت متعالیه78
1- بعضی از فقها78
2- برخی متکلمین78
3- پیروان مشاء79
پ- منتقدین تجربه‌گرا79
ت- پیروان حکمت متعالیه و منتقدان به برخی آراء فرعی صدرا80
ث- منتقدین به روش و متدلوژی اندیشه فلسفی صدرا81
مکتب تفکیک81
مبانی فکری منتقدین روش فلسفی صدرالمتألهین82
الف- حجیت عقل فطری و چگونگی پیدایش معرفت82
نقد و بررسی84
ب- حجیت نقل85
نقد و بررسی86
پ- نفس و ماهیت علم87
نقد و بررسی88
ت- اولویت«تذکر» و نفی عقل فلسفی89
نقد و بررسی90
ث- رابطه عقل و وحی در مکتب تفکیک92
نقد و بررسی93
ج- رابطه مکتب تفکیک و اخباریگری94
چ- مفتاح، مصباح یا میزان بودن عقل و رابطه ایمان و عقل در کسب معرفت95
عقل از منظر دیگر منتقدان صدرا96
‏نقدهای پیرامون اصول روش‌شناختی صدرا97
اصل اول: روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان97
الف- لزوم تفکیک بین علوم بشری با علوم الهی98
نقد و بررسی99
ب- استدلال بر تباین کلی فلسفه و شریعت 101
1-فلسفه از حوزۀ جغرافیایی بیگانه به حوزۀ مسلمانان راه یافته است.101
نقد و بررسی102
2-اختلاف در آرای فلسفی105
نقد و بررسی105
3-مباینت دستاوردهای فلسفی با معارف الهی110
پ- پرهیز از تأویل و تفسیر به رأی 111
نقد و بررسی112
مسئله مواجه خالی‌الذهن، با متون دینی114
تفکیک علوم خطاپذیر بشری با وحی معصوم الهی115
اختلاف‌نظر فلاسفه با ظاهر قرآن115
ت- خطای روش‌شناختی در استفاده از قرآن و عرفان در مقدمات برهان116
ث- عدم امکان جمع سه منبع معرفتی در عرض یکدیگر117
تحلیل و بررسی117
اصل دوم: استفاده از قرآن و عرفان در مقام داوری و مقدمات برهان118
اصل سوم: استفاده هدفمند از آراء اندیشمندان سلف118
اصل چهارم: رویکرد تعلیمی و تشکیکی در تبیین آراء خود122
الف- تغییر نظرات فکری ملاصدرا در طول زمان123
ب- طرح نظریات بر اساس مبانی مختلف124
پ- تلاش برای نگارش یک دوره فلسفه124
بررسی علت برخی بی نظمی ها در تدوین اسفار124
نتیجه گیری فصل سوم126
فصل چهارم: تطبیق اصول چهارگانه روش‌شناختی اندیشه صدرا با مسئله علم الهی127
استفاده هدفمند از آراء اندیشمندان سلف128
بیان آراء دیگران با ذکر صاحبان آراء129
1-نظریه معتزله129
تبیین و گزارش آراء ‏129
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه130

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏131
2-نظریه عرفا131
تبیین و گزارش آراء ‏131
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه132
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏132
3-نظریه افلاطونیان133
تبیین و گزارش آراء133
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه133
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏134
4-نظریه فرفوریوس135
تبیین و گزارش آراء ‏135
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه135
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏136
5-نظریه مشائین136
تبیین و گزارش آراء ‏136
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه137
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏140
6-نظریه متأخرین142
تبیین و گزارش آراء ‏142
‏نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه143
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء144
7-خداوند به معلول اول علم تفصیلی و به ماسوای آن علم اجمالی دارد145
تبیین و گزارش آراء145
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه146
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء147
8-نظریه شیخ اشراق147
تبیین و گزارش آراء147
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه149
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء151
نظریه صدرالمتألهین152
خلاصه نظریه ملاصدرا152
شیوه حکمای پیشین152
شیوه عرفا154
رابطه صور با ذات حق‌تعالی156
روش میان‌رشته‌ای صدرا و تلفیقی از سه منبع معرفتی عرفان قرآن و برهان156
عرفان در مسئله علم الهی156
برهان در مسئله علم الهی157
قرآن در مسئله علم الهی157
‏چگونگی استفاده صدرا از منابع معرفتی مختلف (مقام گرداوری و یا مقام داوری)158
‏استفاده روشمند و کثرت گرایانه از آراء اندیشمندان سلف160
‏بیان آراء دیگران با ذکر صاحبان آراء160
‏‏‏نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه160
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء161
‏ روش تعلیمی و تشکیکی ملاصدرا بر اساس مبنای قوم و اصالت وجود161
نتیجه‌گیری فصل چهارم163
نتیجه‌گیری کلی164
آزمون فرضیه165
منابع و مأخذ166

مقدمه و روش تحقیق

مقدمه و ضرورت تحقیق
حکمای پیش از صدرا به‌صورت محدود از قرآن و عرفان در تأیید نظریات فلسفی خود استفاده می‌نمودند، اما این جریان در دوران سهروردی گرایش‌های عرفانی شدیدتری پیدا نمود، تا آنکه ملاصدرا و پیروان وی قائل به تلفیق و پیوستگی جداناپذیر عرفان، قرآن و برهان گردیدند، این اصل روش‌شناختی صدرا طی ادوار مختلف موافقان و مخالفانی پیدا نمود و نزاع بین ایشان در خصوص روش فلسفی صدرا همواره یکی از موضوعات پر چالش فلسفه اسلامی بوده است، در این نوشتار ضمن کشف اصول روش‌شناختی حاکم بر اندیشه صدرا به دنبال تحلیل و بررسی آراء منتقدان روش فکری صدرا می‌باشیم، تا مشخص نماییم که آیا صدرا دچار تهافت، التقاط، انتحال بوده و یا آنکه با نظمی هدفمند به دنبال تلفیق ساختاریافته‌ی سه منبع معرفتی مزبور و آراء پیشینیان خود بوده است. پس از کشف، و بررسی اصول روش‌شناختی صدرا اصول مزبور را بر اساس نظریه علم الهی واجب تعالی به ماسوا پیش از خلقت مورد تحقیق و بررسی قرار می‌دهیم.
سؤال اصلی
نحوه استفاده صدرا از آیات قرآن و اندیشه‌های عرفانی و برهان فلسفی در تبیین علم واجب تعالی به چه شکل و سیاقی بوده است ؟ آیا بهره‌گیری ملاصدرا از عرفان و قرآن در ارائه مباحث فلسفی(ازجمله علم الهی)، بهره‌گیری فلسفی است یا عرفانی و یا قرآنی؟ آیا ملاصدرا بین این سه (قرآن، عرفان و برهان) تلفیقی هدفمند برقرار کرده است یا دچار التقاط و امتزاجی از هم گسیخته شده است؟
سؤالات فرعی
آیا استفاده ملاصدرا از قرآن، عرفان در اندیشه‌های فلسفی خود منتج به بی‌اعتبار نمودن اجزاء استدلال گردیده است؟
روش ملاصدرا در رابطه با رویکرد عرفا در بحث علم الهی چه بوده است؟ در مواجهه با ادله نقلی چه بوده است؟
صدرا در تبیین نظریه علم الهی تا چه حد متأثر از آراء و اندیشمندان سلف بوده است؟
فرضیه‌ها
پیوستگی و عدم جدایی قرآن، عرفان و برهان. ملاصدرا برهان و عرفان را هیچ‌گاه قابل انفکاک از قرآن نمی‌داند و تلاش می‌کند تا این مطلب را در تمامی آثارش نشان دهد.
تأثیر تفکرات حکمی و عرفانی اندیشمندان پیش از صدرا بر نظریه علم الهی وی.
استفاده استشهادی صدرالمتألهین از آیات قرآن و اندیشه‌های عرفانی در موضوع علم الهی در ارتباط با عدم انفکاک حکمت و دین.
ملاصدرا با دو روش سلبی (تحلیل انتقادی) نسبت به رویکرد اندیشمندان سلف، و روش ایجابی (پذیرش آراء اندیشمندان سلف پس از تحلیل آن‌ها)، با روش مطالعات میان‌رشته‌ای (نه حصرگرایی روش‌شناختی یا تتبع چند رشته‌ای به نحو امتزاج و التقاط و…)، آراء و رویکردهای عرفانی، برهانی و نقلی سایر اندیشمندان را در فلسفه خویش هضم کرده و در مباحث و مسائل مختلف فلسفی تئوریزه فلسفی نموده است.
روش تحقیق
روش تحقیق به‌صورت کتابخانهای و به نحو توصیفی-تحلیلی است. برای یافتن روش ملاصدرا سعی شده است به کتابهای اصلی ایشان رجوع شده و سپس به مفسرین و شارحان آن‌ها در این زمینه رجوع شود.
پیشینه تحقیق
در خصوص رابطه عرفان، قرآن و برهان مقالات متعددی منتشر شده است، اما در خصوص روش‌شناسی صدرا شاید بتوان دو یا سه کتاب مشخص را بیان نمود که در این خصوص نگارش شده‌اند، که البته برخی به روش صدرا در به‌کارگیری از آیات و روایات پرداخته‌اند، اما دکتر قراملکی در کتابی با عنوان روش‌شناسی صدرا بحث جامعی در این خصوص ارائه نموده‌اند، که البته سعی شده است این پایان‌نامه با رویکردی متفاوت از نوع نگارش کتاب مذکور تنظیم گردد، این تفاوت را می‌توان در استخراج اصول چهارگانه روش فلسفی صدرا، بررسی و نقد منتقدین اصول استقصا شده و مواجهه متفاوت با مسئله علم الهی مشاهده نمود.
ساختار تحقیق
ساختار تحقیق شامل چهار فصل زیر می‌باشد:
مبادی تصوری و تصدیقی روش‌شناسی علمی و فلسفی؛
روش‌شناسی اندیشه ملاصدرا؛
نقد و بررسی آراء منتقدین روش فلسفی حکمت متعالیه؛
تطبیق اصول چهارگانه روش‌شناسی اندیشه صدرا با مسئله علم الهی می‌باشد.
نکاتی پیرامون پایان نامه
در این پایان‌نامه برای یکنواخت شدن متن سعی شده است تمامی نقل قول ها و عباراتی که از دیگران بیان گردیده است در صورتی که متن آن عربی بوده بهصورت ترجمه فارسی در متن آورده شده و مواردی که اهمیت آن زیاد است، متن عربی آن در پاورقی ذکر گردد.

فصل اول: مبادی تصوری و تصدیقی روش‌شناسی علمی و فلسفی

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

به‌منظور برداشت صحیح از بحث روش‌شناسی، لازم است قبل از ورود به بحث روش‌شناسی ملاصدرا ابتدا در این فصل به کلیاتی در باب روش و روش‌شناسی اختصاص دهیم، قبل از هر چیز می‌بایست روشن گردد که علم و فهم یک گزاره دو حیث دارد؛ یکی، علم به مفاهیم گزاره است که این صرف تصور است و دوم، علم به تصدیق گزاره با واقع است. در این فصل مبادی تصوری و تصدیقی روش‌شناسی علمی ازجمله شناخت و جایگاه روش در فرآیند شناخت، تعریف روش و روش‌شناسی و ارتباط آن با دیگر مفاهیم مانند فلسفه علم، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و فلسفه، همچنین مراحل تحقیق، سطوح کاربردی اصطلاح روش، رابطه علوم انسانی با علوم تجربی در حوزه روش‌شناختی و سیر تطور و تحول روش‌شناسی ‌در طول تاریخ علم عنوان می‌گردد.
منابع معرفتی
فلاسفه و دانشمندان برای آگاهی از حقایق و واقعیت‌های جهان هستی و کشف حقیقت پدیده‌ها به منابع و مبانی مختلفی متوسل شده‌اند، که از آن‌ها در علوم روش‌شناختی تعبیر به منابع معرفتی می‌نمایند. به‌طورکلی منابع معرفتی را می‌توان به چهار گروه کلی تقسیم نمود. عده‌ای از فلاسفه و دانشمندان عقل را به‌وسیلۀ استدلال و برهان، عده‌ای تجربه را به‌وسیلۀ حواس، عده‌ای قلب و دل را به‌وسیلۀ تزکیه آن، عده‌ای وحی را از طریق کتب آسمانی وعده‌ای هم همۀ این‌ها را منبع شناخت دانسته‌اند.(حافظ نیا، 1384، 5)
اما در یک تقسیم‌بندی کلی منابع شناخت را می‌توان به‌صورت زیر بیان نمود:
شیوه‌ مبتنی بر نقل
بر اساس این شیوه شناخت و دانش از طریق مراجعه به کتب آسمانی و منقولات رسیده از پیامبران و اولیای الهی که صاحب مقامی برین بوده و سخنان ایشان را از دیگر اندیشه‌ها متمایز دانسته و سخنانش را بی‌هیچ تردید می‌پذیریم حاصل می‌گردد.
شیوه کشف و شهود
در این شیوه از شهود عارفان تا سحر ساحران را می‌توان مدنظر قرارداد و در این جایگاه نه‌تنها افراد دارای توان ارتباط با این نیروها دارای شناخت به‌حساب می‌آیند، بلکه احراز شناخت نیز بر راه‌ها و شیوه‌های پر رمز و راز متکی است. (ساروخانی، 1388،ج1، 16)
شیوه‌های عقلی و استنتاجی
بر این اساس آنچه اهمیت می‌یابد، منطق و استدلال است. این‌ها زمانی عنصری را به‌عنوان شناخت دانش می‌پذیرند که بیندیشند و بر این پایه آن را بپذیرند. (همان)
شیوه‌های تجربی
این شیوه‌ها، بر مشاهده، تجربه، آزمایش و دیگر شیوه‌های عینی متکی است آنان که این شیوه را به کار می‌گیرند دانش را عبارت از مطالعه منظم و عینی پدیده‌های تجربی می‌دانند.(همان،17)
اما طرح این موضوع ازآنجا حائز اهمیت است که اندیشمندان، شناخت و شیوه‌های آن را ازجمله مبادی علم و اهداف آن دانسته و در پی آن روش و روش‌شناسی را مبتنی بر هر علم و اهداف آن تبیین می‌نمایند. در این راستا لازم است به این نکته توجه شود که وقتی می‌خواهیم از شناخت و شیوه‌های آن و به‌تبع آن علم و اهداف آن و درنهایت روش و راه دستیابی به هدف‌های علم صحبت کنیم ابتدا باید مشخص شود که چه علمی موردنظر است، به‌عبارت‌دیگر چه شناختی مدنظر است، آیا مبنای ما در شناسایی روش‌های دستیابی به هدف‌های علمی، علوم تجربی است و یا علوم عقلی یا عرفانی و یا به‌طورکلی علوم انسانی است؟ و آیا به‌طورکلی این دو باهم متفاوت‌اند یا نه روش‌های یکسانی دارند. به‌علاوه حتی ذیل علوم انسانی نیز این اختلاف باید بررسی گردد. روش‌هایی که در علوم اجتماعی و روانشناسی استفاده می‌گردد آیا با روش‌های علوم دینی و فلسفی یکسان است؟ به‌عبارت‌دیگر، تقسیم‌بندی‌هایی که در خصوص روش‌های تحقیق در علوم انسانی ذیل بحث روش‌شناسی علوم انسانی صورت می‌گیرد بسیار متأثر از رویکرد و نحوه مواجهه مکاتب فکری مختلف به رابطه علوم تجربی و علوم انسانی می‌باشد. رابطۀ بین علوم تجربی و علوم انسانی چگونه است؟ آیا می‌توان همان ابزار را که در دانش‌های طبیعی به کار گرفته می شود، در دانش انسانی و علوم انسانی نیز به‌کار گیریم؟ آیا در قلمرو روشی، نظر دانشمندان علوم انسانی با علوم طبیعی یکی است یا خیر؟ آیا روش پژوهشی در این دو دانش یکی است؟ سؤالات فوق در ادامه این نوشتار مورد تحقیق و بررسی قرار خواهد گرفت.
پس از تبیین انواع شناخت حال باید دید منظور از علم و اهداف علم چیست؟ چه چیزی می‌خواهد مورد شناخت قرار گیرد. برخی دانشمندان معتقدند وظیفه علم عبارت است از ایجاد قوانین کلی که رفتار چیزها یا رویدادهای تجربی را که علم با آن‌ها در ارتباط است در بر گیرد. و بدین‌وسیله ما را قادر می‌سازد، تا دانش خود دربارۀ رویدادهای شناخته‌شده و مجزا را با یکدیگر پیوند دهیم و دربارۀ رویدادهایی که تاکنون برای ما ناشناخته بوده است پیش‌بینی‌های معتبر به عمل آوریم. (همان،19) همان‌گونه که در تعریف فوق قابل‌مشاهده است، هدف علم با رویکرد تجربی تبیین شده است، حال‌آنکه علوم انسانی به علت تأکید بیش‌ازاندازه به تجربه و غفلت از نظریه صدمه دیده است. تنها در سال‌های اخیر است که به این حقیقت رسیده‌ایم که تجربه مرحله کاملی از تکامل علم نیست و نیاز به جهت‌گیری درزمینۀ نظریه‌پردازی احساس می‌شود. پس می‌توان گفت هدف نهایی علم، صورت‌پذیری نظریه است. (دلاور، 1391، 22)
با توجه به دو رویکرد فوق و اختلاف بین تجربی انگاری علوم انسانی با رویکردی که علوم انسانی را جدای از علوم تجربی و روش‌های آن دانسته و تکیه‌بر نظریه‌پردازی و البته بر مبنای روشی علمی دارد، مکاتب و بینش‌های مختلفی شکل‌گرفته‌اند. که در مجموع سه نوع بینش را می‌توان برشمرد.
1- بینش آنان که همه دانش‌ها را یکی می‌دانند، شامل کسانی که بر روش‌های متکی بر حس، تجربه، و ادراک تأکید دارند. عینت و سنجش پذیری را شرط دانش می‌دانند. این بینش در اندیشه مکاتبی همچون رفتارگرایان، طبیعت‌گرایان، مکانیک گرایان، اثبات‌گرایان، مکتب اثباتی جدید و تجربه‌گرایی ظهور و بروز نموده است.
2- بینش آنان که بر افتراق مطلق دانش‌های طبیعی و انسانی از روزنه روش تأکید می‌ورزند که شامل اصالت تأویل، تاریخ گرایان، پدیدار شناسان و اصحاب مکتب تفهمی می‌باشد.
3- بینش آنان که دیدی دیالکتیک و تلفیقی دارند. در این گروه، بینش‌های کل‌نگر مطرح است.
همان‌طور که در سه گروه و بینش مذکور می‌توان مشاهده نمود رویکرد یکی دانستن و یا ندانستن علوم تجربی با علوم انسانی می‌تواند سرمنشأ ایجاد روش‌های مختلفی در مواجهه با پدیده‌ها و موضوعات مسئله محور گردد. (ساروخانی، 1388،ج1، 27-60)
روش‌شناسی
دستیابی به هدف‌های علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد مگر زمانی که با روش‌شناسی درست صورت پذیرد، روش عبارت است از ابزار کسب دانش در معنای وسیعش، روش از لغت «متد» است که از واژۀ یونانی «متا»1 به معنای «در طول» و «اودوس»2 یعنی «راه» گرفته شده و مفهوم آن در «پیش گرفتن راهی» برای رسیدن به هدف و مقصودی با نظم و توالی خاص است.
روش به سه معنا اطلاق می‌شود:
مجموعه طرقی که انسان را به کشف مجهولات و حل مشکلات هدایت می‌کند؛
مجموعه قواعدی که برای بررسی و پژوهش استفاده می‌شوند؛
مجموعه ابزار یا فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری می‌نمایند. (همو،1375،24)
طبق علم معناشناسی، واژگان در ارتباط با دایره‌ای از واژه‌های نزدیک به آن معنا و مفهوم پیدا می‌کند؛ لذا لازم است ارتباط روش و روش‌شناسی با برخی مفاهیم دیگر مورد بررسی قرار گیرد.
روش شناخت و منابع شناخت
دو واژه‌ای که در متون تخصصی روش تحقیق در علوم انسانی و به‌ویژه در حوزۀ روش‌شناسی صدرا بسیار مورداستفاده قرارگرفته و به یک معنا نیز پنداشته شده است واژه‌های «روش شناخت» و «منابع شناخت» می‌باشد. در مقالات بسیاری با عنوان روش‌شناسی صدرا و یا روش‌شناسی فلسفه اسلامی تمرکز اصلی بر روی منابع شناخت یعنی عرفان، قرآن و برهان و به‌عبارت دیگر وحی، شهود و عقل شده و پیرامون تلفیق و یا التقاط این سه با یکدیگر در حوزه روش‌شناسی فلسفه اسلامی کاوش‌های بسیاری صورت گرفته است. اما باید توجه نمود که این تمام بحث در حوزه روش‌شناسی فلسفه صدرا نمی‌باشد، چراکه اگرچه در تحلیل‌های روش‌شناختی فلسفه اسلامی – همان‌طور که در ادامه خواهد آمد- چهار منبع معرفتی، ذیل یکی از شیوه‌های روش‌شناختی یعنی روش معرفتی قرار می گیرد، باز هم بسنده نمودن به‌صرف بررسی رابطه سه منبع معرفتی شهود، نقل و عقل در بررسی اصول روش‌شناختی فلسفه اسلامی امری کامل و جامع نخواهد بود، چراکه استفاده و اثبات ارتباط این منابع معرفتی بارها مورد بررسی قرار گرفته است، لکن روش استفاده از این سه منبع معرفتی کمتر مطمح نظر قرار گرفته است. به همین منظور در این نوشتار علاوه بر توجه به رابطه این سه منبع معرفتی، روش صدرا با رویکرد چگونگی استفاده وی از این سه منبع معرفتی و مناقشات پیرامون آن مورد بررسی قرار گرفته است.
روش‌شناسی در علوم تجربی و علوم انسانی
پس از مشخص شدن تفاوت منابع شناخت و روش شناخت پاسخ به این سؤال ضروری است که آیا تفاوت روش‌شناختی بین منابع معرفتی مختلف وجود دارد؟ به‌عبارت‌دیگر آیا معرفتی که از راه حس حاصل می‌شود دارای روش‌های منحصربه‌فرد است یا آنکه منابع شناخت رویکرد روش‌شناسی یکسانی دارند؟ توجه به این نکته ضروری است که در خصوص روش‌شناسی در علوم انسانی تاکنون کتب مختلفی تدوین گردیده است که اکثر این کتب، علوم انسانی را با محوریت علوم اجتماعی و یا روانشناسی مورد تدقیق روش‌شناختی قرار داده‌ است؛ که البته بیشترین منبع معرفتی مورداستفاده در آن‌ها حس و عقل است. این قرابت در منبع شناخت منجر به گرایش روش‌شناسی علوم انسانی به روش‌شناسی متداول در علوم تجربی شده است. اما از دیدگاه طرفداران تفاوت ماهوی علوم انسانی و علوم تجربی، مشاهده در علوم انسانی دارای معنای دیگری غیر از مشاهده در روش تجربی می‌باشد. بر این اساس روش شهودی در مقابل روش تحصیلی یا اثباتی قرار می‌گیرد. در این روش به‌جای پرداختن به مراحلی همچون مشاهده و تجربه، بر همفکری، همدلی، تأویل گرایی و آگاهی حضوری و بلاواسطه تأکید می‌شود. در این شیوه به‌جای پرداختن به علل، به دلایل و معنای وجدانی توجه می‌شود. (حقیقت، 1387، 64)
باید توجه داشت که در بررسی‌ روش‌های فلسفی رویکرد یکسان پنداری روش‌شناختی بین علوم انسانی و علوم تجربی مناسب نبوده و روش‌شناسی خاص خود را می‌طلبد.
به‌طورکلی در خصوص ارتباط روش‌شناسی در علوم تجربی و علوم انسانی همان‌طور که پیش‌تر بیان گردید سه نوع بینش وجود دارد.
بینش آنان که از منظر روش‌شناختی همه دانش‌ها را یکی می‌دانند، شامل کسانی که بر روش‌های متکی بر حس، تجربه و ادراک تأکید دارند؛
آنان که بر افتراق مطلق دانش‌های طبیعی و انسانی از روزنه روش تأکید دارند؛
آنان که دیدی تلفیقی و کلی‌نگر دارند. (ساروخانی، ج1، 1388، 27-60)
در این خصوص باید توجه داشت که سطوح مختلف معرفت، لایه‌های طولی روش‌شناسی را به دنبال می‌آورند؛ به‌عبارت‌دیگر شاید بتوان گفت که عقل و استدلال به‌عنوان یکی از منابع معرفتی در علوم تجربی، علوم انسانی تجربی و نهایتاً در علوم انسانی بدون تجربی انگاری و در فلسفه و منطق کاربرد دارد اما باید توجه نمود که این کاربرد کاربردی تشکیکی است. به‌عبارت‌دیگر عقل تجربی در علوم تجربی و انسانی ظهور می‌کند، عقل نیمه تجریدی در ریاضی و عقل تجریدی در فلسفه و عقل ناب که از عهده‌ی عرفان نظری برمی‌آید. (جوادی آملی، 1386، 25)
لذا هنگامی‌که ما در این بحث از دو منبع معرفتی حسی و عقلی صحبت می‌نماییم منظور از عقل، عقل تجریدی فلسفی است.
در ادامه این نوشتار شرح تفصیلی رویکردهای سه‌گانه فوق مطمح نظر قرار می‌گیرد.
رابطه روش با فلسفه، معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی
بنیان‌های فلسفی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی‌های گوناگون، انواع روش‌شناسی را که در عرض یکدیگر و یا در تقابل با یکدیگر می‌باشند پدید می‌آورند. منطق صوری یک روش‌شناسی عام و گسترده‌ای است که از مبنای فلسفی و معرفت‌شناختی حکمت مشاء استفاده می‌کند. منطق دیالکتیکی هگل نوع دیگری از روش‌شناسی عام است که از مبنای فلسفه او بهره می‌برد. منطق علمی بیکن یک روش‌شناختی عام علمی است که از مبنای معرفت‌شناسی او که حس‌گرایی است بهره می‌برد. برخی از روش‌های هرمنوتیکی معرفت نیز روش‌های عامی هستند که از مبنای معرفت‌شناختی خود استفاده می‌کنند.(حقیقت،1387، 47) بر این اساس می‌توان ادعا نمود که علاوه بر اینکه هر منبع معرفتی روش‌های منهاز و مستقلی را می‌طلبد. مبنای فلسفی، هستی شناختی و معرفت‌شناسی هر مکتب فکری نتایج روش‌شناختی منحصر خود را دارد، دیدگاه‌های مختلف هستی‌شناسی نتایج روش‌شناسی مختلفی دارد مانند آنکه اثبات‌گرایی بر هستی‌شناسی بنیادگرایانه استوار است.
روش‌شناسی از معرفت‌شناسی نیز مفروضاتی را اخذ می‌کند. روش‌شناسی با پذیرش ادعاهای طرح‌شده در معرفت‌شناسی آن‌ها را مبنای فعالیت و تحقیقات خود قرار می‌دهد. با توجه به اهمیت رابطه روش با نوع نگاه به معرفت، لازم است در این خصوص تعمق بیشتری صورت گیرد. در دوران معاصر، سه مؤلفه معرفت را این‌گونه بیان می‌کنند که معرفت «باور صادق موجه» است. ویژگی نخست به رابطه‌ی فاعل شناسا با یک موضوع، رجوع می‌کند. رابطه‌ی فاعل شناسا با یک موضوع، می‌تواند رابطه شک، ظن، وهم، یا اعتقاد جازم(باور) باشد، و در بین این‌ها فقط باور است که می‌تواند معرفت زا باشد. جزء دوم به صادق یا کاذب بودن یک باور رجوع می‌کند. باور به یک گزاره، هنگامی معرفت زا است که واجد ویژگی صدق باشد. و در نهایت ویژگی سوم از داشتن دلیل بر صدق یک گزاره حکایت می‌کند. بحث دیگری که در معرفت‌شناسی مطرح است امکان حصول معرفت می‌باشد. سؤال مهم این است که آیا ممکن است که انسان، دارای باورهای صادقی نسبت به خود یا عالم خارج باشد و آیا اصلاً جهان واقع وجود دارد. در این ایستار است که می‌توان بحث شکاکیت دکارت را مطرح نمود. شکی دستوری و فراگیر که امکان معرفت را نشانه گرفته است. اینجا است که ارتباط روش‌شناسی با معرفت‌شناسی آشکار می‌گردد، روش مواجهه دکارت با پدیده‌ها، روشی است بر خواسته از نوع نگاه وی به معرفت است. بدین ترتیب می‌توان ارتباط گسست ناپذیری را بین روش‌شناسی و معرفت‌شناسی تعریف نمود.
روش‌شناسی و فلسفه علم
فلسفه هر علمی دانش درجه دوم است که به سه دسته از مسائل می‌پردازد. پیش‌فرض آن علم، تاریخ تحول آن و شناخت روش‌های به‌کاربرده شده در آن علم. فلذا می‌توان گفت فیلسوف علم به پرسش‌هایی زیر پاسخ می‌دهد.
چه مشخصه‌هایی، تحقیق علمی را از سایر انواع پژوهش متمایز می‌سازد؟

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید