2-1-2-ثوی18
2-1-3-خبا19
2-1-4-خزا20
2-1-5-خسا21
2-1-6-خوا22
2-1-7-دحا24
2-1-8-رعا25
2-1-9-رقا25
2-1-10-غشا26
2-1-11-تبب27
2-1-12-حسب28
2-1-13-رحب29
2-1-14-ثجج30
2-1-15-وهج31
2-1-16-أود32
2-1-17-برد33
2-1-18-حصد34
2-1-19-حید35
2-1-20-ردد36
2-1-21-شید37
2-1-22-صفد38
2-1-23-ندد39
2-1-24-نبذ40
2-1-25- اجر40
2-1-26-بذر41
2-1-27-حظر43
2-1-28-ضمر43
2-1-29- غور44
2-1-30-فزز45
2-1-31-خفف45
2-1-32-عجف46
2-1-33-سلق47
2-1-34-ضیق48
2-1-35-خصم49
2-1-36- سنم50
2-1-37-قصم51
2-1-38-رهن51
2-2-احادیث براساس جناس لفظ76-52
2-2-1-حلا53
2-2-2-ادا54
2-2-3-درا54
2-2-4-دأب55
2-2-5-رب56
2-2-6-هیج57
2-2-7-جلب58
2-2-8-جیب59
2-2-9-برد60
2-2-10-جدد60
2-2-11-رصد61
2-2-12-صعد62
2-2-13-صلد64
2-2-14-صید65
2-2-15-بتر66
2-2-16-تبر67
2-2-17-خرر68
2-2-18-سعر69
2-2-19-عثر70
2-2-20-رفف70
2-2-21-دهق71
2-2-22-زهق72
2-2-23-صعق73
2-2-24-قلل74
2-2-25-جمم75
2-2-26-ردم76
2-2-27-سهم77
فصل سوم: احادیث تفسیری121-78
3-1-اتا79
3-2-اتا81
3-3-اذی82
3-4-خشی84
3-5-نبا85
3-6-وفی87
3-7-هدا88
3-8-دبب89
3-9-ذنب91
3-10-سحب93
3-11-سیب94
3-12-غضب95
3-13-سحت97
3-14-توب98
3-15-رسخ100
3-16-دبر101
3-17-شجر102
3-18 -ترب104
3-19-نکث104
3-20-قصد105
3-21-وقذ106
3-22-شور107
3-23-عبر108
3-24-محص109
3-25-اسف110
3-26-حلف111
3-27-زخرف112
3-28- زلف113
3-29-دلک114
3-30-سقم115
3-31- کظم117
3-32-عصا118
3-33-عما119
3-34-عنا120
3-35-غلا121
نتایج و پیشنهادات125-124
منابع ومآخذ132-126
مقدمه
الحمدلله ربّ العالمین و الصلاه والسلام علی أشرف الأنبیاء و المرسلین نبینا محمد و آله الطاهرین.
کتاب مجمع البحرین طریحی کتابی با رویکرد تفسیری وغیرتفسیری ا ست، که با توجه به تخصص وتبحر طریحی در علوم مختلف نگاشته شده است. مولفه ها ی این کتاب از جمله واژگان غریب القرآن وحدیث و عنصر حدیث گزاری در ذیل واژگان قرآنی از گزینش وگزارش حدیثی گرفته تاتحلیل آنهاتابع رویکرد تفسیری وغیر تفسیری است.
طریحی بهسان بسیاری از مفسران دیگراز روایات اسلامی برای تبیین مصداق های مقصود بر خی آیات بهره گرفته است.واژه قرآنی راذکر می کند؛ سپس آیاتی که واژه مورد نظر درآن به کار رفته رابیان میدارد، ودرآخر به بیاناحادیث روی میآورد.این پژوهش می کوشد،تا زوایایی از کوشش طریحی در روش شناسی استفاده از احادیث را بکاود،که از نوعی تمایز وخصوصیت بر خوردار است.برای تحقیق در خصوص بعد روش شناسی اول باید بعد لغوی این کتاب رامد نظر قرار داد،وسپس رویکرد ونقش احادیث در ذیل واژگان قرآنی مورد توجه قرار گیرد. منظور از روش شناسی طریحی در بکار گیری روایات در واقع بیان کار کردها و رویکرد حدیثی وی است.
این پژوهش که درسه فصل آمده است. درفصل اول، به مفهوم شناسی پروژه پرداخته شده است؛ فصل دوم به بیان احادیث غیرتفسیری میپردازد،که این احادیث خود در دوقسمت احادیث بر اساس اشتقاق لفظ واحادیث بر اساس جناس لفظ طرح ومورد پژوهش قرار گرفتهاند، فصل سوم به بیان احادیثی می پردازد،که تفسیری هستند و به منظور توضیح وتبیین وتفسیرواژگان قرآنی بیان شدهاند.در فصل دوم وسوم واژگان ابتدا در نگاه طریحی بیان گردیدهاند؛وسپس آیه وحدیث شاهد مثال طرح گردیده است ودر ذیل آنها نظر دیگر لغت شناسان ومفسرین بیان شده است. در آخر به بیان نتیجه گیری از این پرو ژه تحقیقاتی و نتایج و پیشنهادات پرداخته شده است. با روشن شدن کار کرد های حدیثی وروش شناسی طریحی در واقع می توان به تفسیری وغیر تفسیری بودن این احادیث پی برد؛و هم چنین با ارتباط معنایی این احادیث با آیات آورده شده در صدر آنها می توان به چنین نتیجه ای دست یافت.
با روشن شدن روش شناسی طریحی، تفسیری یا غیر تفسیری بودن این احادیث درکتاب مجمع البحرین، اینکتاب علاوه بریک کتاب غریب القرآن ولغوی به عنوان یک منبع تقسیری دردسترس پژوهشگران می تواند قرار بگیرد.به عنوان نمونه یکی از کتاب های معانی القرآن که به عنوان یک مکتب لغوی در روش تفسیر قرآن بکار رفته است، کتاب معانی القران فراء بغوی است ایشان در روش تفسیری خود از تفاسیر روایی واهل لغت بهره گرفته است.
با روشن شدن روش شناسی کتاب مجمع البحرین، و آورده شدن واژگان از نظر معنا های مختلف در آیات پراکنده در سوره ها و تفسیر آنهابه وسیله بیان احادیث تفسیری و احادیث غیر تفسیری که درارتباط با آیه نیستند،دسترسی به تحقیق های علمی پژوهشی برای اندیشمندان سهل وآسان خواهد شد.

کلیات تحقیق
1-بیان مسأله
کتاب مجمع البحرین اثرفخرالدین بن محمد طریحی که به توضیح واژگان مشکل قرآن وحدیث در کنار هم پرداخته است. وی این کتاب راپس از تالیف دو کتاب دیگرش غریب القرآن و غریب الحدیث نگاشت؛ این کتاب در شش جلد نوشته شده است؛ ایشان در بیان معنای واژگان ابتدا شواهد قرآنی راذکرسپس وجوه معنایی یک کلمه رادر کاربرد های مختلف تبیین کرده است ودرذیل هرآیه حدیث هایی را ذکر می کند،که واژه قرآنی مورد نظر در این احادیث ذکر شده است.
دانش غریب القرآن دانشی است، که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای عامه مردم غریب و نامأنوس است،می پردازد؛ و ویژگی بارز کتاب های غریب القرآن این است،که مولف به شرح وتبیین کلماتی منتخب ازقرآن، که به نظر وی نامأنوس و نیازمند شرح است، به ترتیب آیات وسوره های مصحف می پردازد.
از دیگرکارکردهای کتاب های غریب القرآن این است،که مولف در دانش غریب القرآن به بیان مقصود هر واژه درسیاق آیهی خاصی که قرار گرفته است،می پردازد.
این پژوهش برآن است، تا روش شناسی طریحی در به کارگیری احادیث وجایگاه این احادیث دریک کتاب غریب القرآن را مورد پژوهش قراردهد.چرا که یکی از منابع مهم معناشناسی واژه ها حدیث است، که از سوی پیامبر (صلی الله وعلیه وآله) و خاندان مطهرش برای ما به یادگارمانده است، که مفسرین رادرنیل بهتفسیردرست از قرآن رهگشا میباشد.این احادیث می- توانندکارکردها ونقش های متعددی بگیرند.برخی از احادیث ذکر شده در کتاب طریحی در جهت تفسیرآیه نیستند، ومخاطب را به سمت این سوال سوق می دهد، که نقش این احادیث درکتاب مجمع البحرین چیست؛ وهدف مولف ازآوردن این احادیث چه بوده است، واین مساله محقق را برآن داشت، تا به روش شناسی این کتاب بپردازد، و بارسیدن به پاسخ تحقیق، ابهامات مخاطبین رادرمواجه با کتاب مجمع البحرین برطرف نماید.
واژه های به کار رفته در قرآن ممکن است، دارای معانی متعددی اعم از حقیقی و یا مجازی باشند، که با توجه به سیاق آیه نتوان آن را تشخیص داد، تعیین معنای مقصود از واژه در کاربرد خاص قرآنیاش گاه از چنان دشواری برخوردار است، که بدون بیان معصوم مخاطب به خطا افتاده و نمیتواند به معنای مقصود آیه راه ببرد؛ در این جابیان معصوم میتواند معنای واژه را برای مخاطب تعیین وتبیین نماید؛ احادیث تفسیری معنای این چنین واژگانی را بیان داشته اند؛ اما ممکن است مخاطب در نگاه اول معنای این چنین احادیثی هم برایش مشکل باشد، محقق واژگان قرآنی را هم درنگاه طریحی وهم در نگاه دیگر لغت شناسان ومفسرین بیان کرده است؛ تا مخاطب به آسانی تفسیر احادیث را درک کند؛همه این مطالب این امررا می طلبدکه کتاب مجمع البحرین روش شناسی شود،باانجام این هدف خوانندگان این کتاب بهتر میتوانند ازآن بهره مند شوند.
2-اهمیت وضرورت تحقیق
احادیث اهلبیت(علیهمالسلام) ازآیات قرآنی برای ما از جایگاه بلندی برخوردار است، واز ابعاد مختلفی دارای اهمیت است؛اهل بیت(علیهم السلام)آگاهترین افراد به تفسیر قرآن کریم ومعانی آیات آن هستند؛ به رغم آثاری که در بیان تفسیر اهل بیت صورت گرفته اما به طور یقین باز کاستیهایی در این آثار وجود دارد، که به نقشها وکارکردهای حدیثی کمتر توجه شده است وهم چنین نقش وکار کرد،این احادیث در بیان لغت و واژگان چه تاثیری بر روند تفسیر از سوی مفسر دارد؛اینپژوهش برآن است،تاباتحقیق بررویاحادیث بکاررفته در مجمع البحرین طریحی که خود عالم به علم غریب القرآن وغریب الحدیث است،کارکرد ها ونقش های حدیثی این احادیث در ذیل واژگان کتاب مجمع البحرین را مورد پژوهش قرار داده؛ وبا مشخص شدن این نقش هایحدیثیتاثیر این کارکردها رابر روی تفسیرهای انجام شده از سوی مفسران وهم چنین تاثیر آن برروی واژگان قرآنی را پیبرد.با مشخص شدن این اهداف پژوهشگران قرآن آسان- ترمیتوانندپژوهش های علمی خود را با درکنارهم قرارگرفتن واژه قرآنی وحدیث ومشخص بودن کارکرد ونقش این احادیث انجام دهند.
3-سوال های تحقیق
1-هدف وانگیزه طریحی از بکار گیری حدیث در ذیل واژگان قرآنی در یک کتاب غریب القرآن چیست.؟
2-رویکرد و نقش حدیث در کتاب مجمع البحرین در ذیل آیات قرآنی چیست.؟
3- روش شناسی طریحی در کتاب مجمع البحرین چیست.؟
4-فرضیه ها
1- طریحی از احادیث برای رساندن بیان معنایی بیشتر واژگان ورساندن معنای واضح تر وتفسیر بیشتر واژگان برای فهم مخاطب استفاده کرده است.
2- نقش وکاربرد حدیثی در کتاب مجمع البحرین بیشترمتوجه تفسیر واژه در قرآن است.
3-طریحی برای بیان معنا شناسی واژگان قرآنی در استفاده از احادیث بیشترین استفاده را از احادیث تفسیری کرده است.
5-اهداف تحقیق
در این پروژه تحقیقاتی اهداف کلی وجزئی برای این رساله پژوهشی در نظر گرفته شده است که عبارت است از:
الف)-هدف کلی: روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات
ب)-هدف جزئی:
1-آشنایی با رویکردهای حدیثی ونقش آنها دربیان معنای واژگان
2-آشنایی با دیگر رویکرد ها ونقش های حدیثی در کتاب محمع البحرین.
6-پیشینه تحقیق
از آثار قابل توجه در زمینه غریب القرآن، ازدانشمندان متاخرکتاب غریب قرآن فخرالدین طریحی است، که در ضمن شرح واژگان غریب قرآن به شرح کلمات غریب حدیث نیز نظر داشته است؛ براین کتاب حاشیهها ومستدرکاتی نوشته اند،که از جمله علمایی مانند میرزا محمد بن میرزا علی اصغر حسنی حسینی طباطبایی تبریزی براین کتاب حاشیه نوشته است، و همچنین حکیم عارف ملقب به صدر الافاضل میرزا لطف علی شیرازی متولد1268 هجری تعلیقه ای بر این کتاب به نام رساله أواسط القلائدنوشته است. هم چنین مستدرک صفی الدین بن فخرالدین طریحی نجفی فرزند مولف بر این کتاب است؛ این مستدرک شامل مجموعه هایی از تعلیقات وحواشی است؛ صفی الدین ملحقاتی نیز بر این کتاب دارد، که در آن لغاتی رابر مجمع البحرین افزوده است؛ولی در مورد رویکرد حدیثی طریحی ونقش این احادیث در کتاب مجمع البحرین مطلبی ننوشته اند، که این پژوهش درصدد بیاننقش وکار کرد احادیث در کتاب مجمع البحرین است.

فصل اول
مفهوم شناسی وبیان اجمالی زندگی فخرالدین طریحی

مفهوم شناسی و معرفی اجمالی فخرالدین طریحی
1-1-معرفی اجمالی فخرالدین طریحی
1-1- 1-ولادت طریحی
فخرالدینالدین طریحی المسیلمی،ابن بن محمدعلی بن احمدبن طریح الرماحی النجفی،مشهور به طریحی،درروزجمعه در سال979 درمحله آل طریح در نجف اشرف به دنیا آمد،وپدرومادرش اسم وی را فخرالدین نامیدند،به امید اینکه سبب فخردین باشد،اودانشمند لغوی وسرشناس فقیه ومحدث گران قدر شیعه است.1
او را طریحی گویند،چرا که منسوب به شیخ طریح بن خفاجی است،واو را مسلمی گویند چرا که منسوب به خاندان بنی مسلم،یکی ازطوایف بنی اسد است.2
طریحی که ازخاندان طریحی برخاسته است،ازمشهور ترین خاندان های ریشه دار علمی شیعه است.
یکی از نویسندگان میسحی به نام اب انستاس ماری کرملی،درباره آل طریح این چنین می نویسد:«آل طریح از تبارعلم،فضل وادب،وتقوا درنجف وازقدیمی ترین ومشهورترین وریشه دار ترین خانواده ها درمجد وشرف است،زمانی که رجال علم واصلاح رابه شمرند خاندانی معروف تر از آنان در نجف نیست».3
1-1-2-زهد وتقوا
به گفته نویسندگانوعلما طریحی ازعابدترین وزاهدترین عالم زمان خود بود؛در کتاب ریاضالعلماآمده است،که«ویعابدترین وباتقواترین اهل زمان خود بود،ودر تقوای وی همین بس که لباسی را که با نخ ابریشم دوخته شده بود،به تن نمیکرد بلکه لباسهای اورا بانخ پنبها ی میدوختند».4
هم چنین آمده است،که طریحی عالم فاضل،محدث باتقوا،زاهد،فقیه، شاعر،ازعابد ترین و باتقواترین اهل زمان خود بود.5

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مولف ریاض العلما براین باوراست،که درسال 1080ق،طریحی در ماه مبارک رمضان معتکف شده بود،ومولف در مسجد کوفه با وی دیداری داشته است.6
1-1-3-مشایخ وشاگردان وی
مولف درریحانه الادب براین باوراست،که طریحی بایکی دو واسطه ازشیخ بهایی روایت نموده است،وخودشازمشایخ روایت پسرخودش صفی الدین وعلامه مجلسی و هاشم بحرانی می باشد.7
طریحی به واسطه محمد بن حسام المشرقی، از شیخ بهایی روایت کرده است.8
پسرش صفی الدین شرحی برمجمع البحرین وملحقاتش به نام حواشی المجمع نوشته است،وهم چنین شرحی بر کتاب رساله فخریه به نام الریاض الزهریه نوشته است.9
1-1-4-آثار مولف
طریحی آثار فراوانی دارد،ازجمله در قرآن وحدیث مانند کتاب مجمع البحرین المنتخب فی جمع المرائی و الخطب وکتاب غریب الحدیث،که آن را قبل ازکتاب مجمع البحرین تالیف کرد.10
مولف مراقدالمعارف براین باوراست، که مهمترین کتابهای طریحی مجمع البحرین در لغت،وکتابهایی در فقه وتفسیراست،واز دیگر آثار طریحی المنتخب و فخریه درفقه وجامع المقال درحدیث ودرایه و رجال است.11
از دیگرآثار طریحی الاحتجاج فی مسائل الاحتیاج،الاربعون حدیثا،ایضاح الحساب،جامعه الفوائد،الاثنی عشریه فی اثنی عشرمبحثا فی مباحث اصول الفقه،تحفه الواد عقال الشارد،شرح اثنی عشریه صاحب معالم،غریب القرآن،غریب الحدیث للخاصه،فوائدالاصول است.12
طریحی آثارفراوانی دارد،مخاطبین برای آشنایی با دیگر کتاب های طریحی، به مقدمه مجمع البحرین مراجعه کنند.
1-1-5-وفات طریحی
مولف آورده است،که طریحی درسال1085هجری درشهررماحیهی مدینه وفات یافت وجنازه اش به نجف منتقل شد،مرقد وی درمحله براق شهر نجف است.13
رماحیه به تشدید میم شهری از عراق عرب است.14
1-2-کتاب مجمع البحرین
کتابمجمعالبحرین،کتابیغریبالقرآنولغویدرششجلدنگاشتهشده است،ساختارکتاب به این گونه است، که با مقدمه تحقیقی درباره شرح حال اساتیدوآثار علمی طریحی آغاز شده است،متن کتاب به سبک صحاح اللغه جوهری مرتب شده است.
مولف درسال 1079 ق به نگارشکتاب مجمع البحرین پرداخت، وی درابتدای کتاب انگیزهی خود را از نگارش آن این طور بیان میدارد،که «من دیدم درشرح روایات واحادیث منسوب به غیر معصومین واهل بیترسولخدا(صلیالله علیه وآله)و اجمعین،کتاب های متعددی نگاشته شده است، واز میان اصحاب وعلمای بزرگ نیزکتابی مستقل در شرح اخباروروایات معصومین(علیهالسلام)نگاشته نشده است لذا بر آن شدم تادر شرح سخنان واحادیث اهل بیت (علیه السلام)این کتاب را به نگارش درآورم،من دراین کتاب واژهای غریب وناآشنای قرآنی را نیز برآن افزودم تااز کتاب وسنت به همراه هم بهره مندشویم.».15
مولف احتمالاً نام کتاب خود را از آیه سوره کهف گرفته است،چرا که دو دریای قرآن وحدیث رادرکنارهم جمع کرده است؛آیه عبارت است از:«وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُباً»(کهف/60)«و (به یاد آر)وقتى که موسى به شاگردش(یوشع که وصى و خلیفه او بود.) گفت:من دست از طلب برندارم تا به مجمعالبحرین (به محل برخورد دو دریا) برسم،یا سالها عمردرطلب بگذرانم».
درمجمعالبحرین طریحی درمورد معنای هرواژه ابتدا شواهدقرآنی راذکرکرده،و وجوه معنایی یک کلمه رادرکاربرد های مختلف تبیین کرده است،وسپس درذیل آیات احادیثی را ذکر کرده است؛بیشتر احادیث ذکرشده درکتاب مجمع البحرین بدون ذکر سند واحادیث به شکل قسمتی از کل حدیث آورده شده اند،طریحی بیشتر آن قسمت حدیث را ذکر کرده که به صوردت شاهد مثال مدنظرش بوده است.
واژگان درمجمعالبحرین براساس نظام قافیه و براساس ریشه کلمات مرتب شدهاند، برطبقاین نظام ابتدادرمرتبه اول،حرف پایانی کلمه سپس حرف نخست ودرآخر حرف میانی کلمه مد نظر است،وهر یک از حروف الفبا رادر عنوان کتابی مستقل بیان کرده است.
مولف ریاض العلما آورده است،که این کتاب بهترین کتاب درجمع بین غریبالقرآن وغریبالحدیث است،وهیچ کس از امامیه قبل از وی این تالیف را نداشته است،وی این کتاب را در کنارحرم امام رضا(علیهالسلام) نوشته است.16
هم چنین مولف درطبقات اعلامالشیعه براین باور است،که طریحی مجمع البحرین را درسال 1079ق نوشته است.17
1-3-مفهوم روش
روش به معنای رفتن،عمل کردن،راهرو است،و روش شناسی به معنای معرفت، شناخت است.18
روش به معنای چگونگی انجام دادن یک کار،چگونگی رفتار یک شخص،درمورد معین است.19
هم چنین روش به معنای طرز،طریقه،قاعده، قانون،راه ،اسلوب،سبک،رفتار است.20
1-4- کتاب غریب القرآن
غریب القرآن مصطلحی است مرتبط با مفردات ومعنی شناسی واژه های قرآن،وهمواره یکی از دانش های زیر مجموعه ی علوم قرآنی به شمار می آمده است،در تعریف این دانش باید گفت،دانش غریب القرآن دانشی است که به شرح وتبیین معنای کلماتی از قرآن که برای مردم نامانوس است،می پردازد،نهضت غریب القرآن نویسی از سده دوم هجری آغاز وتا زمان حاضر نیز ادامه دارد.21
1-5-محسنات لفظی
1-5-1-جناس
جناس همانندی دولفظ درگفتارو ناهمانندی آنها درمعنا است،جناس دونوع است، لفظی ومعنوی،جناس لفظی،خود دو نوع است،جناس تام وجناس غیرتام،جناس تام آن است که دو لفظ متجانس در چهار نوع اتحاد دارند،نوع حروف،عدد حروف،هیات هایی که پدیده حر کت ها وسکون ها است،تر تیب حروف.22
جناس غیرتام آن است،که دو لفظ متجانس دریکی یابیشتر از یکی درچهارچیز در جناس تام با هم اختلاف دارند،وآناختلاف یا به افزایش یک حرف دراول کلمه یا وسط،یا آخر کلمه است.23
دراین پژوهش،فقط به بررسی جناس لفظی درمجمع البحرین پرداخته شده است، وهم چنین دربررسی جناس به جناس تام وغیرتام اشاره نشده است،وفقط این مطلب بیان شده است،که کلمه جناس دارد،یا اینکه جناس ندارد،واز نوع دیگرمحسنات لفظی ماننداشتقاق است.
1-5-2-اشتقاق
اشتقاق به عنوان یکعمل عبارت است،از اینکه ازیک لفظکلمات دیگریکه در ترکیب حروف با آن لفظ اصلی تناسب دارند،گرفته شود،تا برمعنایی متناسب با لفظ اصل دلالت کند.24
در بحث بیان اشتقاق دراین پژوهش فقط به این مطلب اشاره شده است،که واژه در حدیث از نوع اشتقاق هست یانه،و انواع اشتقاق مطرح نشده است،به دلیل این که موضوع این پژوهش روش شناسی مجمع البحرین است،واز بیان جزئیات خودداری شده است.
1-6-روایات تفسیری
در تفسیر روایی که معروف به تفسیر اثری است،تفسیر قرآن با روایاتی است که از پیامبر(صلیاللهعلیهوآله)وائمه(علیهالسلام)صادر شدهاند،و ازامتیازات آن میتوان به کشف وتبیین مراد الهی آگاهی از بطون وتاویل آیات نام برد.25
مولف آورده است،که پس ازآیات قرآن کریم روایات معصومین،مهم ترین منبع تفسیر به شمار میآید،منبع بودن سخن معصوم در توضیح و تبیین کتاب خدا هم زمان با نزول قرآن مطرح بوده است.26
1-7-روایات غیر تفسیری
روایاتی هستند،که درصدد تفسیرآیه نیستند،بلکه کلام وسخنان حکمت آمیزمعصوم هستند،که درموارد مختلف آنان برای مخاطبین خود بیان داشته اند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

فصل دوم

احادیث غیر تفسیری

فصل دوم:احادیث غیرتفسیری
دراین فصل احادیثی مورد نقدوپژوهش قرار گرفته اند،که در صدد تفسیر آیه نیستند،وطریحی آنها رابراساس اشتقاق لفظ و جناس لفظی بیان کرده است؛ هم چنین متذکرمیشوم که، با توجه به موضوع این پروژه تحقیقاتی که روش شناسی بکار گیری روایات درکتاب مجمع البحرین است، فقط به اصل روش اشاره شده است، واز بیان جزئیات روشخوداریشده است، هم چنین تعداد در انتخاب این احادیث گزینشی بوده است واگربرخی واژگانتکرارشده اند، این کاملاً گزینشی بوده واحادیث آنها نیز، با حدیث قبلی فرق دارد.
درآوردن برخی احادیث باتوجه به این که متن حدیثی شاهد مثال، در قسمتی از یک حدیث طویل بوده، فقط آن قسمت از حدیث آورده شده است، که به عنوان شاهد مثال است، ودراین احادیث از آوردن سند حدیثی، به دلیل طویل بودن سند حدیثی خوداری شده است.
احادیث غیرتفسیری دراین فصلدردو عنوان1- احادیث براساس اشتقاق لفظ و2-احادیث بر اساس جناس لفظی بیان شده اند، که به شرح ذیل می باشند.
2-1-احادیث براساس اشتقاق لفظ
2-1-1-ادا
مولف بر این باور است، که واژه ادا به معنی دادن وپرداختن ورساندن است.27 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است، از:«وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُم‏» (بقره /178)« و با [رعایت‏] احسان[خونبها را]به او بپردازد؛این[حکم‏]تخفیفو رحمتىاز پروردگار شماست.» حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)‏ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا کَانَ فِی آخِرِ یَوْمٍ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْآخِرَهِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَیَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ وَ یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکَ لَحَرِیصاً شَحِیحاً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ خُذْ مِنِّی کَفَنَکَ فَیَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ لَکُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکُمْ لَمُحَامِیاً فَمَا ذَا عِنْدَکُمْ فَیَقُولُونَ نُؤَدِّیکَ إِلَى حُفْرَتِکَ وَ نُوَارِیکَ فِیهَا فَیَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّکَ کُنْتَ عَلَیَّ لَثَقِیلًا وَ إِنِّی کُنْتُ فِیکَ لَزَاهِداً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ أَنَا قَرِینُکَ فِی قَبْرِکَ وَ یَوْمِ حَشْرِکَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّک‏28 امیر المومنین (علیه السّلام) فرمود: هنگامى که بنده در آخرین روز زندگیش دردنیا و نخستین روز از آخرت قرار می گیرد، مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مى‏شود؛پس روى به مال خود کرده میگوید: سوگند به خدا من در طلب تو حریص و آزمند بودم و بر صرف تو بسیار بخل می ورزیدم، حال تو چه دارى که مرا در این سفر به کار آید؟ مال جواب می دهد؛ کفنت را از من برگیر، بعد متوجه فرزندانش مى‏شود، و می گوید: به خدا قسم مندوستدارشمابودمومنبودم که،از شما پشتیبانى می کردم اکنون نزد شماچیست؟که دستگیر من باشدو با من چه همراهى توانید کرد؟آنان به او پاسخ میدهند: ما فقط می- توانیم تو را به گورت رسانده وآنجا دفن کنیم، آنگاه به عمل خویش روى می کند،ومی گوید: به خدا قسم که تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بی رغبت بوده، و از تو روى می- گرداندم اکنون تو چه همراه من میکنى؟ و عمل به او پاسخ می دهد: من در گورت و در آن روز که محشور خواهى شد با تو همنشین و همراه خواهم بود، تا من و تو بر پروردگارت هر دو عرضه شویم.
صاحب جوامع الجامع این طور بیان می دارد، که قاتل در صورت امکان بدون سهل انگاری ومعطلی دیهرا بدهد.29 علامه براین باوراست،که دیه را باید بدون معطلی وآزار و اذیت وبه خوبی پرداختن داد.30
در مطالب بالا این نکته به خوبی روشن می شود،که حدیث آورده شده درصددبیان تفسیرآیه نیست، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است.آیه در موردپرداخت دیه بحث می- کندوحدیث در مورد رساندن بدن میت، به سوی قبر بحث میکند.

2-1-2-ثوی
واژه ثوی که،که به معنای مقام و جایگاه است31. آیه آورده شده دراین قسمت عبارت است، از «النَّارُ مَثْواکُمْ خالِدینَ فیها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیمٌ» (انعام/ 128)«جایگاه شما آتش است؛درآن ماندگار خواهید بود،مگرآنچهراخدابخواهد [که خود تخفیف دهد]؛ آرى پروردگار تو حکیم داناست.» حدیث عبارت است، از:عن جابر بن عبد الله قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) إذا حمل عدو الله إلى قبره نادى حملته أ لا تسمعون یا إخوتاه أنی أشکو إلیکم ما وقع فی أخوکم الشقی إن عدو الله خدعنی و أوردنی ثم لم یصدرنی و أقسم لی أنه ناصح لی فغشنی و أشکو إلیکم دنیا غرتنی حتى إذا اطمأننت إلیها صرعتنی و أشکو إلیکم أخلاء الهوى منونی ثم تبرءوا منی و خذلونی و أشکو إلیکم أولادا حمیت عنهم و آثرتهم على نفسی فأکلوا مالی و أسلمونی و أشکو إلیکم مالا منعت فیه حق الله فکان وباله علی و کان نفعه لغیری و أشکو إلیکم دارا أنفقت علیها حریبتی فصار سکانها غیری و أشکو إلیکم طول الثوى فی قبری ینادی أنا بیت الدود أنا بیت الظلمه و الوحشه و الضیق یا إخوتاه فاحبسونی ما استطعتم و احذروا مثل ما لقیت فإنی قد بشرت بالنار و الذل و الصغار و غضب العزیز الجبار وا حسرتى على ما فرطت فی جنب الله و یا طول عویلاه فما لی من شفیع یطاع و لا صدیق یرحمنی فلو أن لی کره فأکون من المؤمنین32.
علامه براین نظراست،که کلمه مثوی اسم مکان است،به معنایمحلاستقامتبا استقرار است،” النَّارُ مَثْواکُمْ “به معنای این است،که آتش محل اقامتی برای شما است، که درآن استقرار خواهید داشت.33
در حدیث بالا بابیان ویژگی های قبر میخواهد، این مطلب رابرساندکه، ثوی جایگاهی است،کهمحلاستقرار است،چرا که ویژگیهای آن رابیان کرده است،که اهمیت آن را برساند؛ این اهمیت و ویژگی ها با مفهوم استقرار آن معنا پیدا میکند،این حدیث از باب اشتقاق لفظ بیان شده است و در صددتفسیر آیه نیست.

2-1-3-خبا
مولف بر این باور است که “خبا “به معنای پنهان بودن است.34 آیه ی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از: «أَلاَّ یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی یُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ »(نمل/25)« [آرى شیطان چنین کرده بود] تا براى خدایى که نهان را در آسمانها و زمین بیرونمى‏آورد،وآنچهراپنهان مى‏دارید،و آنچه را آشکار مى‏نمایید، مى‏داند سجده نکنند.»حدیثی که آمده است، عبارت استاز:قوله(علیه السلام)‏ اطلبوا الرزق فی خبایا الأرض فإنه تعالى بسطها و جعل لها طولا و عرضا و طرح فیها جبالا ثابته و أعلاما یهتدى بها و أخرج منها النبات فیها من کل شی‏ء بقدر معلوم و من الأشیاء التی توزن من الذهب و الفضه و النحاس و الحدید و غیرها.35 راغب اصفهانی بیان داشته است، که خبا در مورد هرچیز که پوشیده وپنهان باشد، بکار می رود.36 مولف در مجمع البیان خبارا چیز هایی می داند، که از نظر ها مخفی هستند؛ و پیش از آنکه بیرون آورده شوند؛ ادراک نمی شوند،خبارا چیز هایی می داند که از نیستی به هستی در می آیند.37
مولف درتفسیر جوامع الجامع براین عقیده است،که خبا مصدری به معنای اسم مفعول است، و آن تمام چیزهایی است، که خداوند آن را در آسمانها و زمین غیب و پنهان کرده است.38
علامه در تفسیر المیزان عبارت «یُخْرِجُ الْخَبْ‏ءَ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »را استعاره ایی می- داند، که گویا خداوندموجودات را ازپسپرده غیب، یکی پس از دیگری بیرون می آورد و آنها را به عالم وجود در میآورد.39
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ومیتوان بیان داشت که، معنایی مجازی را نیز در بردارد،که با توجه به حدیث و تفاسیر گفته شده میتوان گفت معنای مجازی آن هر چیز پنهان میتواند باشد، که وجود ندارد؛ و انسا ن با تلاش و اتکا برخداوند میتواند آنها را بدست آورد. چنان چه آخر حدیث به آن اشاره دارد و این در زندگی امروزی ما صادق است، مانند ذخایر انرژی که از شکافتن اتم بوجود میآید.
2-1-4-خزا
واژه خزا که مولف بر این نظراست، که به معنای هلاک شدن است.40 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از:«فَسیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکافِرین »(توبه/2)«پس[اىمشرکان] چهار ماه [دیگر با امنیّت کامل‏] در زمین بگردیدو بدانید که شما نمى‏توانیدخدا را به ستوه آورید،و این خداست که رسواکننده کافران است».
حدیثی که درذیل آیه بیان شده، عبارت است از : عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ کَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَهِ إِلَى أَصْحَابِه‏:واللَّهِ لَا یُطِیعُ اللَّهَ عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَدْخَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ فِی طَاعَتِهِ اتِّبَاعَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یَتَّبِعُنَا عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یَدَعُ أَحَدٌ اتِّبَاعَنَا أَبَداً إِلَّا أَبْغَضَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یُبْغِضُنَا أَحَدٌ أَبَداً إِلَّا عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ مَاتَ عَاصِیاً لِلَّهِ أَخْزَاهُ اللَّهُ وَ أَکَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِی النَّار41.
بخدا سوگند هرگز بنده‏اى فرمانبردارى خدا را نکند، جز آنکه خداوند پیروى ما را در فرمانبردارى او داخل گرداند، و بخدا پیروى نکند بنده‏اى از ما جز آنکه خدا دوستش دارد و بخدا هیچ گاه بنده پیروى ما را وامگذارد، جز آنکه ما را دشمن دارد و بخدا هیچ گاه کسى ما را دشمن ندارد، جز آنکه نافرمانى خدا را کرده و هر که در حال نافرمانى خدا بمیرد خداوند او را خوار گرداند، و برو در آتش دوزخ اندازد.
راغب در مفردات آورده است،که خواری اگراز ناحیه خود انسان باشد،مذموم نیست اما از ناحیه دیگران باشد، مذموم و ناپسند است42. مولف در تفسیر جوامع الجامع خواری را کشتن در دنیا، و در آخرت معذب ساختن وعذاب می داند.43
درالمیزان آمده است که، با استکبار ورزیدن خود را دچار خزی الهی وهلاکت ننمایند.44
با توجه به معنای حدیث وتفاسیر گفته شده، می توان گفت خواری وهلاکت از جانب خداوند میتواند نتیجه نافرمانی او باشد، وبا توجه به حدیث این نافرمانی در امور مهم می- تواند باشد؛ چرا که نتیجه خوار شدن از جانب خداوند است،واین استکبار ورزیدن به خداوند واهلالبیت است که منجر به چنین عذابی می شود.بنابرین میتوان گفت این حدیث اگر چه درباره خوار شدن بحث میکند، اما براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است.
2-1-5-خسا
درمجمعالبحرین آمده است که، واژه خسا به معنای دورشدن است.45 آیهی آورده شده عبارت است، از:«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ » (ملک/4) «بازدوباره بنگرتا نگاهت زبون و درمانده به سویت بازگردد».
حدیثی که آمده است، عبارت است از: اللهم إنک وهبت لنا ذکرا وأنت أعلم بما وهبت ومنک ما أعطیت وکلما صنعنا فتقبله منا على سنتک وسنه نبیک ورسولک(صلىاللهعلیه وآله) واخسأ عنا الشیطان الرجیم لک سفکت الدماء لا شریک لک والحمد لله‏رب العالمین46. خدایاتو به ما پسرى دادى و تو به آنچه داده‏اى آگاه‏ترى، و از توست آنچه را که داده‏اى و آنچه ما کردیم تو آن را از ما بر سنت خودت و سنت پیامبرت و رسولت(صلى الله علیه وآله) بپذیر و شیطان رانده شده را از ما دور بفرما،براى تو خون‏ها ریخته شده،تو بىهمتایى و ستایش ویژه خداوند پروردگار جهانیان است.
مولف درتفسیر مجمع البیان”خاسئا” را دور دانستن در رسیدن به مقصد در حالیکه خوار وشکسته است، می داند47.
مولف معجم مقاییس اللغه، بر این عقیده است که خسا دلالت بر دوری میکند.48
مولف در تفسیر اطیب البیان بیان داشته است که “خاسئا” به معنای دوری وبه مقصد نرسیدن واز فکر دور بودن است.49
علامه در ذیل تفسیر آیه بیان می دارد که، هر چند میتوانی در نظام هستی نظر بیفکن و این نظر کردن خسته و ناتوان است، از اینکه تفاوتی بیابد، چرا که این نظام واحد ومتصل الا جزاء است.50
این حدیث براساس اشتقاق لفظ درذیلآیه بیان شده است؛حدیث ابتدا ازعلم خداوندی صحبت به میان می آورد، سپس از دور بودن شیطان واین که دور بودن شیطان برای انسان امری بدیهی است، پس میتوان نتیجه گرفت که،دور بودنی منظور است که حاصل و نتیجه ای ندارد.
2-1-6-خوا
مولف براین نظراست،که واژه خوا که کلمه خاویه از این ریشه است، به معنای خالی شدن است.51 آیهی آورده شده در این قسمت عبارت است از:
«أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلى‏ عُرُوشِها»(بقره /259)«یا چون آن کس که به شهرى که بامهایش، یکسر فرو ریخته بود عبور کرد».
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: وَ لَا بَأْسَ بِالْقِیَامِ وَ وَضْعِ الْکَفَّیْنِ وَ الرُّکْبَتَیْنِ وَ الْإِبْهَامَیْنِ عَلَى غَیْرِ الْأَرْضِ وَ تُرْغِمُ بِأَنْفِکَ وَ یُجْزِیکَ فِی وَضْعِ الْجَبْهَهِ مِنْ قُصَاصِ الشَّعْرِ إِلَى الْحَاجِبَیْنِ مِقْدَارُ دِرْهَمٍ وَ یَکُونُ سُجُودُکَ کَمَا یَتَخَوَّى الْبَعِیرُ الضَّامِرُ عِنْدَ بُرُوکِهِ تَکُونُ شِبْهَ الْمُعَلَّقِ لَا یَکُونُ شَیْ‏ءٌ مِنْ جَسَدِکَ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْه52. و ایستادن و گذاشتن دستها و زانوها و انگشتان ابهام بر غیر زمین اشکالى ندارد؛ (بلکه لزوم بر زمین نهادن بى‏حائل مخصوص پیشانى است) و بینى خود را بر زمین بگذار یا بساى(حدّاقل اینست که بر زمین برسد)ودرگذاشتن پیشانى بر زمین براى تو کافى است، که از رستنگاه مو تا ابروها به اندازه یک درهم بر زمین گذارى (یعنى این مقدار موضع سجود است)و سجود تو یا حالت تو در هنگام سجود باید همانند فراخى و گشادگى میان اعضاى شتر لاغر به هنگام خوابیدن یعنى همچون کسى باشد که آویخته است؛(که کلیّه اعضاى او بسوى زمین میل کند و کشیده مى‏شود) و هیچ جزئى یا عضوى از بدنت بر جزئى یا عضوى دیگر متّکى نباشد، و اعضا یک دیگر را نگرفته باشند.
طبرسی در مجمع البیان آورده است، که خوی به معنای خالی وبه معنای خانه ای که از اهلش خالی شده باشد،است.53
در مفردات آمده است، که”تَخْوِی‏ خَوَاءً” به معنای این است،که خانه بکلّى خالى و ویران شد.54
این حدیث با تمثیلی زیبا که امام آن را در حدیث آورده است، شخص سجود کننده را وصف می نماید،و معنای آن را به وضوح برای شخص مخاطب به تصویر میکشد، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است، و در حهت تفسیرآیه موردنظر نیست.
2-1-7-دحا
مولف براین باور است که، واژه دحابه معنای گستردگی و وسعت است.55 آیهی آورده شده توسط مولف، عبارت است از: «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها » (نازعات/30)«و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد». این دعا در ذیل آیهی بالا آورده شده است؛ که عبارت است، از: اللهم داحی المدحوات و بارئ المسموکات‏ و جابل القلوب على فطرتها شقیها و سعیدها اجعل شرائف صلواتک و نوامی‏ برکاتک و رأفه علی محمد عبدک ورسولک.56
امام على(علیه السلام) می فرماید: خدایا! اى گسترنده گسترده‏ها(زمینها)و نگاهدارنده برافراشته‏ها (آسمانها)و آفریننده دلها بر فطرت آنها، چه خوشبخت آنها و چه بدبخت آنها شریفترین درودها و افزون‏ترین برکات خود را بر محمد بنده وفرستاده ات فرست.
علامه درتفسیر المیزان دحا را گسترش زمین معنا کرده است.57 اما راغب معنای دحا را جابجایی وحرکت زمین بیان کرده است.58
با توجه به دعای آورده شده میتوان گفت گسترش چیزهایی که گسترده شده اند، میتواند معنای جابجایی را نیز داشته باشد، و طریحی این دعا را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، ودر جهت تفسیر آیه نیست.
2-1-8-رعا
طریحی براین نظراست، که واژه رعا به معنای رعایت کردن ومراعات و حفظ است.59 آیهی آورده شده، عبارت است از: آیه«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقی‏ حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبیرٌ» (قصص/23)«و چون به آب مَدْیَن رسید،گروهى از مردم را برآن یافت که[دامهاى خودرا] آب مى‏دادند، و پشت سرشان دو زن را یافت، که [گوسفندان خود را] دور مى‏کردند[موسى‏] گفت: منظورتان [از این کار] چیست؟گفتند:[مابهگوسفندانخود]آبنمى‏دهیم،تاشبانان[همگىگوسفندانشانرا] برگردانند، و پدر ما پیرى سالخورده است».
حدیثی که درذیل آیهی بیان شده،عبارت است، از: فالعلماء یحزنهم ترک رعایه القرآن و یغمهم عدم فهمهم له و فقد العمل به و عدم اقتدارهم على ذلک و الجهال یهمهم حفظ روایته و یغمهم عدم قدرتهم علیه لما یزعمونه کمالا و فوزا60.
آنچه مسلم است، این است که این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است ودرجهت تفسیرآیه ی مورد نظر نیست؛ و بیان می دارد، که علما غمگین از ترک حفظ قرآن وعدم فهم آن می باشند،واین معنایی مجازی نیز می تواند داشته باشد،که علما غمگین ازترک عمل قرآن هستند؛ ودر آیه نیز رعا به معنای چوپان است، چرا که این چوپان است که از گوسفندان نگهداری وحفاظت می کندو هم چنین به معنای رهبر نیز آمده است، چرا که در این واژها معنای سرپرستی و حفظ وجود دارد.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید